دسته بندی
دوشنبه 1402/01/14 08:36
شماره :
891

شادی و سلامت اجتماعی

دکتر ابوالقاسم پوررضا

گروه سلامت اجتماعی فرهنگستان علوم پزشکی ایران

موضوع شادی می تواند موضوعی بسیار ساده و در عین حال بسیار بحث انگیز باشد. این مفهوم گاه آنچنان بدیهی و آشکار جلوه می کند که گویی از هر توضیحی بی نیاز است و گاه آنچنان ژرف و عمیق که تحلیل آن دانش تخصصی و بینش علمی می طلبد. آنچه مسلم است این است که شادی به عنوان یک احساس و یک حالت جزو تفکیک ناپذیر زندگی انسانی است و همه آحاد انسانی به نوعی آن را حداقل در مقاطع و لحظه هایی از زندگی خود تجربه می کنند. اما مساله این است که این پدیده عمیقا انسانی در سطح کلان اجتماعی، نه در سطح فردی، چه آثار و پیامدهایی می تواند داشته باشد و چه عامل یا عواملی در شکل گیری آن میتوانند موثر باشند و سلامت اجتماعی چه نسبتی با این پدیده را رقم میزند. با طرح چند پرسش به اختصار به بررسی ابعاد این موضوع می پردازیم:

  • آیا شادی فقط یک پدیده یا یک دریافت ذهنی است؟ یا پدیده ای اجتماعی است؟
  • شادی چیست؟ اجزاء و عناصر آن کدامند و چه پیامدهایی دارد؟
  • نسبت شادی با توسعه، سلامت و سلامت اجتماعی چگونه است؟
  • وظیفه دولتها و افراد در قبال شادی خود و دیگران چیست؟
  • نظریه های مختلف در مورد آن کدامند؟
  • روابط اجتماعی و سلامت اجتماعی در رابطه با آن چگونه تعریف میشوند؟
  • سرمایه اجتماعی در شادی چه نقشی دارد؟

در این گفتار تمرکز ما بیشتر بر محور روابط اجتماعی، سلامت اجتماعی ، سرمایه‌ اجتماعی و شادی خواهد بود چرا که این مفاهیم کلیدی پیوستگی عمیقی با هم دارند و در مواردی حتی به عنوان مترادف و جایگزین یکدیگر به کار گرفته می شوند.

از اولین مطالعاتی که در مورد خوشبختی و شادی شروع شده است، تعامل اجتماعی، اگر مترادف روابط اجتماعی درنظر گرفته شود، تعیین کننده بالقوه شادی تلقی می‌شود. در سال 1928 کاسل ادعا کرده است افرادی که شاد هستند در آمیختگی اجتماعی یا پیوندهای اجتماعی آنها گسترده تر و همبستگی آنها قوی‌تر است. 2 سال بعد واتسون در مطالعه‌ای که انجام داد نتیجه گرفت که شادی و زندگی در خانواده شاد با ارتباط خوب مرتبط است. تأکید بر روی خانواده به این علت است که یک واحد اساسی در جامعه  می‌باشد و ارتباطات درون خانواده مخصوصا عواطف روی شکل‌گیری روابط و حتی بیماریهایی که ممکن است افراد مبتلا شوند، اثرگذار است (موسوی، میر طاهر و قاسم زاده، داود. 1397). شخصیت ها و اندیشمندان زیادی در شان شادی سخن گفته و یادگارها و نوشته های بی شماری هم از بزرگان فکر و ادب پارسی در این موضوع وجود دارد. حتی نقل قول های زیادی از بزرگان و رهبران دینی هم در این خصوص وجو دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

در ادبیات باستانی ایران، در سنگ نوشته گنج نامه در همدان، هم داریم که بزرگ است اهورامزدا که این زمین و آسمان را آفرید و شادی را آفرید. آفرینش شادی در این سنگ نبشته همتراز با خلقت زمین و آسمان مطرح شده است. مولانا در غزلی می فرماید " مرا عهدی است با شادی که شادی آن من باشد..." و در غزلی دیگر "خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال..." (شفیعی کدکنی، 1354). یا خواجه بزرگ شیراز میگوید " نغز گفت آن بت ترسا بچه باده پرست، شادی روی کسی نوش که آنی دارد" (منصور، جهانگیر، 1378) . شاد نوشی در یک معنا به معنای می گساری است اما در این بیت میتواند در ستایش و بزرگداشت شادی معنی دهد. اینیشتن بر این باور است که شاد بودن با هدفمند بودن پیوند خورده است و میگوید " برای شاد بودن باید زندگی را به یک هدف پیوند داد نه به اشیاء و انسان‌ها". گابریل گارسیا مارکز خالق اثر صد سال تنهایی می‌گوید که هیچ دارویی مانند شادی عمل نمی‌کند و ولتر از پیشگامان عصر روشنگری شاد بودن و شاد زیستن را توصیه میکند چون سلامتی، به عنوان پیامد شادی برایش اهمیت دارد. ظاهرا در جام جهانی فوتبال در سال گذشته در قطر هم بر روی توپ بازی ها واژه شعف نوشته شده بود. علاوه بر این، روایاتی مبنی بر تبسم تقریبا دائمی نقش بر بسته بر سیمای پیامبر اسلام و امام هشتم شیعیان وجود دارد که استقبال از شادی و پذیرش دیگران و به نوعی آمادگی  برای برقراری ارتباط و ایجاد فضایی مطبوع و توام با حسن نیت را حکایت می کند. در تایید ضرورت شادی برای خیر عموم از پیامبر اسلام چنین نقل شده است که " هیچ خیری... در وطن نیست مگر با شادی و امنیت". (پسندیده، عباس. 1399)

منابع شادی:

سه منبع عمده برای شادی ذکر شده است:

  1. ژنتیک: در موضوع هایی از این دست همواره دیدگاههای متعدد و گاه متعارض وجود دارد و طبیعت و جامعه دو محور مقابل هم در این دیدگاهها خودنمایی می کنند. بسیاری با باور به طبیعت و فطرت انسانی، شادی را پدیده ای با منشاء فطری، (خیام / شادی و غمی که در نهاد بشر است)، و ژنتیک معرفی می کنند و در یک طبقه بندی ژنتیک را به عنوان جزء هیجانی شادی طرح مینمایند. واقعیت این است که طبیعت و جامعه آنچنان در وجود انسان بهم آمیخته اند که تفکیک عناصر متعلق به آنها در تحلیل رفتارهای انسانی به شدت مناقشه برانگیز است. اما با اطمینان میتوان گفت که حداقل چهار هورمون شناخته شده در بدن ما وجود دارد، دوپامین،سروتونین،اکسی توسین و آندورفین، که ترشح آنها می تواند شادی و انبساط خاطر را فراهم نماید.
  2. . محیط یا جزء اجتماعی:  بی تردید زندگی و رفتار انسانها از محیط اجتماعی پیرامونشان تاثیر می پذیرد. حتی بسیاری بر این باورند که میراث ژنتیکی انسانها به خودی خود هیچگونه نقش تعیین کننده ای در سلامت و بیماری ندارد جز هنگامی که محیطی مناسب برای فعالیت آنها وجود داشته باشد. به عبارت بهتر گفته میشود که ژن ها به طور ارثی منتقل میشوند اما بیماریهای مرتبط با آنها نه! (Gabor, Mate, 2021) بیداری ژنها و فعال شدن آنها نیازمند محیطی مناسب است. بسیار بدیهی است و تجربیات فردی هم نشان میدهند که محیط های جنگی، ترور، یا شادمانی، و جشن‌ و سرورها و... می‌توانند اثرگذاری متفاوتی در شادی داشته باشند.
  3. کنش‌ها و واکنش‌های ما: می توان این منبع شادی را به نوعی هم اجتماعی و هم طبیعی قلمداد نمود. گفته میشود که شادی پدیده ای حاضر و آماده نیست بلکه از اعمال ما ناشی می شود و اعمال ما هم در بستر اجتماعی، در تعامل و کنش و واکنش با دیگران، و هم در بستر طبیعت مجال ظهور و بروز می یابند. یک ضرب المثل عربی به شکل روشنی این مفهوم را توضیح میدهد. مطالق این ضرب المثل " سه چیز آدم را شاد میکند: آب و سبزه و روی زیبا ".

به نظر می‌رسد منابع دیگری هم برای شادی وجود داشته باشد. شاید یادگیری را هم بتوان به عنوان یک منبع شادی به حساب آورد. مثلا ارشمیدوس زمانی که در حمام و در داخل آب به قانون کاهش وزن اجسام غوطه ور در آب به اندازه وزن مایع هم حجمش پی برد و برهنه و فریاد زنان به بیرون دوید که یافتم یافتم، و یا نیوتون زمانی که قوه جاذبه را کشف کرد نشانه های شادی و شعف را تجربه کرده اند. حل مساله، به معنی وسیع کلمه، می تواند منبع و منشاء شادی باشد.

اجزای شادکامی کدامند؟

شادی به عنوان یک پدیده اجتماعی، علل، ابعاد و پیامدهایی دارد. در نگاه سیستمی به این پدیده، اجزا و عناصری شناخته شده اند که به اختصار به آنها می پردازیم:

  1. جز هیجانی. که به خلق و خوی  افراد برمیگردد. این جزء بازتابی از همان منبع ژنتیک شادی می تواند محسوب شود.
  2. جزء اجتماعی: فرد شادکام از روابط اجتماعی خوبی با دیگران برخوردار است. ظاهرا شادی دروازه های ارتباط با دیگران را به روی انسان می گشاید و علاوه بر گسترش کمی، ارتقاء کیفی روابط را نیز در پی دارد.
  3. جزء شناختی، که باعث می شود فرد شادکام اطلاعات را به روش خاصی پردازش کرده، مورد تعبیر و تفسیر قرار دهد که در نهایت باعث احساس شادی و خوش بینی در وی می‌گردد. به طور خلاصه شادی به دنبال خود مثبت نگری را به همراه دارد.

اما واقعیت این است که شادی به عنوان یک کل و تک تک اجزاء آن در بستر وجودی انسان و با انسان و انسانها (در جامعه انسانی)، محقق میشود. در بحث از شادی، بنابراین، چه به عنوان یک پدیده روانشناختی و چه به مثابه یک پدیده اجتماعی، توجه به انسان و ماهیت وجودی وی انکارناپذیر جلوه می کند.

از انسان تعاریف زیادی به عمل آمده است و اندیشمندان متعددی، با توجه به ویژگیهای اجتماعی-فرهنگی و سیاسی-اقتصادی دوران خود، ابعاد مختلف وجودی انسان را برجسته و تعریف نموده اند. اسپینوزا، هابز، نیچه، کامو و داستایفسکی و...از آنجمله اند. اما تعاریف سه اندیشمند بزرگ و اثرگذار، ارسطو، مارکس، و مولانا، در این خصوص شایسته تامل بیشتری است. ارسطو انسان را موجودی طبیعتا اجتماعی (مدنی بالطبع) میداند، و سه بعد اساسی برای وجود انسان قائل است:

  • یک: نابرابر بودن : مثلا آزاد یا بنده ، زن یا مرد بودن ، یونانی یا بربر بودن.
  • دو: تقدم کل بر جزء یا شهر بر فرد است.

سه: مدینه ساز بودن انسان است که جز ویژگیهای اوست (ارسطو، 1381). این بعد، در رابطه با روابط و تعاملات اجتماعی بسیار با اهمیت است. مارکس نیز در یک تعریف، ماهیت انسان را در روابط اجتماعی خلاصه می کند (فروم، اریش.1354) که این موضوع هم به سلامت اجتماعی و هم به سرمایه اجتماعی  ناظر است. در ادبیات مربوط به سلامت اجتماعی، در بسیاری از موارد، سرمایه اجتماعی عینا منطبق بر سلامت اجتماعی معرفی میشود. در مقابل سلامت اجتماعی، انزوای اجتماعی قرار دارد. انزوای اجتماعی افراد در نهایت به فروپاشی جسمی و روانی و حتی مرگ آنها منجر شود. آیا تنهایی باعث مرگ انسان می‌شود؟ این سئوالی است که در بعضی متون جامعه شناسی پزشکی مطرح است. ایزوله بودن اجتماعی واقعا شکنجه بزرگی است. اسیران جنگی یا افرادی را که میخواهند از آنها اعتراف بگیرند یا خیلی مورد اذیت و شکنجه قرار دهند در سلول های انفرادی نگه میدارند و این موضوع خیلی غیرقابل تحمل است و شاید به آن تعریف ارسطو برمی‌گردد که ما به عنوان موجود اجتماعی از آن نقل قول کردیم. پیوندها و حمایت های اجتماعی نه تنها به شدت بر ریسک ابتلاء به بیماری و حتی مرگ اثرگذارند، بلکه بر بهبود سریعنر، و اقامت کمتر در بخشهای ویژه نیز اثرگذارند  (Gabor, Mate, 2021) و (Salovey, Peter and Rothman, J. Alexander. 2003). اما مولانا انسان را ذات هستی و دائر مدار کائنات معرفی می کند و می گوید:

جوهر است انسان و چرخ اورا عرض       جمله فرع و سایه اند و تو غرض (شفیعی کدکنی، 1354)

با عنایت به این که عنصر اساسی و مقوم جامعه انسانی، انسانها هستند می توان گفت که اترام و رابطه احترام آمیز با انسانها، در حقیقت احترام به وجود و ذات هستی و نهایتا مایه تعالی است. از بیانات این سه متفکر بزرگ چنین بر میاید که در زندگی اجتماعی نه از انسانها گریزی هست و نه از رابطه بین آنها که در کنار حضور فیزیکی شان جوامع را پی ریزی و تعریف می کنند. این رابطه تاثیر بسیار اساسی در سلامت جسمی و روانی انسانها دارد. در دهه‌های گذشته شاهد این بودیم که خیلی از جامعه شناسان در تلاش برای یافتن رابطه بین روابط اجتماعی و سلامت بودند و امروزه شواهد بسیار گسترده ای در تایید این امر وجود دارد. تحقیقاتی که طی 70 سال در هاروارد انجام شد نشان می‌هد افرادی که ارتباطات اجتماعی و پیوندهای اجتماعی بیشتری داشته‌اند، عمر طولانی تر و سلامت بیشتری داشتند. دورکیم هم به گستره شبکه ارتباطی و تعدد پیوندها و تعلقات اجتماعی افراد به عنوان عاملی موثر در سلامت اجتماعی و حتی پیشگیری از خودکشی توجه دارد. یافته های تحقیقات دانشگاه هاروارد شاید به نوعی همسویی با نظریه دورکیم را به نمایش بگذارد.

در هر حال، اهمیت شادی در این است که به عنوان یک هدف در جامعه معاصر مطرح شده و نه فقط شادی خود ما بلکه حمایت از شادی دیگران هم به عنوان یک وظیفه مورد تاکید قرار گرفته است. در سطح کلان اجتماعی به طور اخص این وظیفه دولت‌هاست که حداکثر شادی را برای حداکثر مردم تحت پوشش خود تدارک ببینند.

برای شادی پیامدهای متعددی تعریف شده است. سه مورد از با اهمیت ترین آنها که در رابطه با سلامت و سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی برجسته شده اند به شرح زیر است:

  1.  همبستگی اجتماعی. شادی همبستگی اجتماعی را ارتقاء می‌دهد و این آن چیزی است که همه جوامع به  نحوی به آن نیاز دارند. نه تنها جامعه، بلکه هر جمع و گروهی بدون همبستگی معنای خود را از دست می‌دهد. در گذشته جشن‌های خانوادگی، جشن‌هایی که کشاورزان برپا میکردند، جشن‌های زراعی یا مراسم آیینی مذهبی به نوعی پیامد آن همبستگی اجتماعی و تقویت ارزش‌ها بوده و طبیعتاً سلامت ذهنی و شادمانی را هم در پی داشته است.
  2. امید به آینده. بسیاری از مطالعات این موضوع را تأیید کرده اند که نگرش خوشبینانه یا تفکر مثبت، کلید موفقیت و شادی است. چرا که تفکرات مثبت تنش را کاهش داده و بهزیستی عاطفی و سلامت جسمی را بهبود می بخشد. در روایات شیعی هم از امام صادق نقل شده است که " نا امیدی کفر است " (پسندیده، عباس. 1399) . توکل که به کرات در کتاب مقدس مسلمانان و در گفتار بزرگان دین نیز مورد تاکید قرار گرفته است، در واقع به معنی امیدواری (معین، محمد. 1384) و انتظار مثبت گشایش در مشکلات است. گفتنی است که در برخی از منابع، قرآن را کتاب امید معرفی کرده‌اند (موسوی، میر طاهر و قاسم زاده، داود. 1397). شایان ذکر است که نا امیدی امروزه به عنوان یک عامل مرگ و میر بویژه در میانسالان، حتی در کشوری توسعه یافته مثل ایالات متحده مورد پژوهش و تاکید می باشد . Case, A., & Deaton, A. (2020)   و Case, A., & Deaton, A. (2015). .
  3. اعتماد اجتماعی. وقتی در بین افراد و شهروندان جامعه، اعتماد وجود داشته باشد، کنش‌های متقابل و تعاملات سازنده و مؤثر هم در بین آنها به وجود خواهد آمد و افراد جامعه به دنبال رضایت و رفاه دیگران خواهند بود. این امر در بلند مدت موجب ظهور و بروز شادی در بین شهروندان شده و از بودن در کنار یکدیگر لذت خواهند برد. اعتماد اجتماعی مهمترین جزء مفهوم سرمایه اجتماعی است و سرمایه اجتماعی در حقیقت جوهر سلامت اجتماعی به شمار میرود. به نظر میرسد واکاوی مفهوم سرمایه اجتماعی در رابطه با موضوع برای تحلیل بیشتر مفید باشد.

شاخص‌های سرمایه اجتماعی چیست؟

سرمایه اجتماعی، به بیانی ساده، ترکیبی از احساس تعلق و اعتماد متقابل بین افراد، میان گروه ها و در جامعه تعریف میشود که منجر به قاعده مند و قابل پیش بینی شدن رفتارهای افراد میشود و به کاهش بسیاری از هزینه ها (به ویژه هزینه مبادله) در روابط افراد می انجامد (رنانی، محسن. 1389). وفاداری، اعتماد، پیوندهای گسترده شبکه ای، اقتدار فردی، هویت سازمانی. عمل متقابل و هنجارهای اجتماعی به عنوان شاخص‌های سرمایه اجتماعی معرفی شدند و هر کدام از این شاخص‌ها می‌توانند سرچشمه شادی برای ما باشند. پاتنام، یکی از جامعه شناسان معروف که در این زمینه کار کرده است، سرمایه اجتماعی رسمی را در مقابل غیررسمی، متراکم را مقابل پراکنده ودرون گروهی را در مقابل برون گروهی قرار می‌دهد و سرمایه اجتماعی را یک  پیش بینی کننده بسیار قوی برای تعیین میزان شادمانی افراد و کیفیت زندگی در جامعه میداند. افت سرمایه اجتماعی هم در سطح عامه مردم، هم در سطح نهادهای اجتماعی و حاکمیتی میتواند برای جامعه و سلامت اجتماعی آسیب زا باشد و توصیه شده است که برای افزایش سطح شادمانی، سرمایه گذاری در سرمایه اجتماعی به مراتب مهمتر از سرمایه گذاری در عرصه‌های اقتصادی است. میزان سرمایه اجتماعی در یک کشور ارتباط مستقیم و مستحکمی با سطح توسعه یا ثروت آن کشور ندارد. به عنوان نمونه ایرلند فقیر از آلمان غنی سرمایه اجتماعی و روابط اجتماعی بیشتری دارد (موسوی، میر طاهر و قاسم زاده، داود. 1397). علت این امر آن است که افزایش تولید ناخالص داخلی تا سطح مشخصی می تواند رفاه و شادی را در یک جامعه افزایش دهد و پس از آن حد، مطالق مطالعات انجام شده، افزایش تولید تاثیری در افزایش رفاه نخواهد داشت. در این مرحله توزیع عادلانه است که می تواند با کاهش فقر و فاصله طبقاتی، میزان رفاه را افزایش و خشنودی اجتماعی را بیشتر و همزمان آسیب های اجتماعی را کاهش دهد  (ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت.1393 ).

نکته مهمی که به لحاظ سیاستگذاری باید مد نظر قرار گیرد، تولید و استمرار تولید یا حفظ سرمایه اجتماعی است. تولید سرمایه اجتماعی یا تولید شادی یک مسئله است و استمرار آن یک مسئله دیگر. عبارتی از نیچه فیلسوف بزرگ آلمان، در این زمینه گویاست: نیچه می‌گوید "شدت احساسات مهم نیست استمرار آن مهم است" (نیچه، فردریش. 1373). این عبارت هر چند در مورد مدیریت عواطف بیان شده است اما به راستی در عرصه های دیگر و حتی سیاستگذاری، به خصوص در کشور ما که گسست های جدی در برنامه ها و سیاستهای کلان را تجربه می کنیم، میتواند مصداق داشته باشد. در مواردی مشاهده شده است که ۲ نفر یا ۲ ملت با درآمد یکسان، لذت یکسانی را تجربه نمی کنند. علت این امر آن است که میزان استهلاک به دست آوردن این درآمد و هزینه های آن بین این ۲ میتواند متفاوت باشد. یک دلیل مهم دیگر که ثروت بیشتر شادی بیشتری را به بار نمی‌آورد این است که افراد همواره خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. در مطالعه ویلکینسون در مورد نابرابری و سلامت اجتماعی اشاره شده است که نه تنها رده‌های پایین‌تر خودشان را با رده‌های بالاتر مقایسه می‌کنند، بلکه بین رده های بالاتر درامدی نیز این مقایسه وجود دارد و هر رده درامدی خود را با رده بالاتر از خود مقایسه میکند. واقعیت این است که علاوه بر ثروت مادی، منزلت اجتماعی نیز در شکل گیری سرمایه اجتماعی نقش بسیار موثری دارد. در بسیاری از موارد، این منزلت اجتماعی است که متغییر تعیین کننده و پیش بینی کننده سلامت و بیماری، و حتی امید زندگی افراد به شمار میرود (ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت. 1400).

پیامدهای سرمایه اجتماعی چیست؟

سلامت جسم و روان: پاتنام می‌گوید سرمایه اجتماعی ما را باهوش‌تر، سالم‌تر، غنی‌تر و تواناتر به حفظ انصاف و عدالت و دموکراسی پایدار می‌سازد. پیامدهای آن  بسیار کلان و مؤثر است. هرچه سرمایه اجتماعی بالا باشد به نظر می‌رسد جرم و جنایت در جامعه کمتر باشد. و هرچه در جامعه خود بیشتر ادغام شویم، حتی بیماری‌های کمتری را مبتلا می‌شویم. مطالعات تجربی انجام شده نشان داده اند که تاول های ایجاد شده بر بازوهای داوطلبان مورد آزمایش، در جمع افرادی که روابط کینه توزانه تری (سرمایه اجتماعی کمتر) داشتند بسیار کند درمان شدند.29 در مطالعه ای دیگر، که در آن داوطلبان قطره بینی حاوی ویروس سرماخوردگی دریافت کردند، این نتیجه بدست آمد که پس از قرار گرفتن در برابر مقدار مشخص و یکسانی از یک عامل عفونت زا، افرادی که دوستان کمتری داشتند (سرمایه اجتماعی کمتر)، حتی پس از به حساب آوردن سطوح پیشین آنتی بادی و تعدادی متغیر دیگر، چهار برابر بیشتر دچار سرماخوردگی شدند(ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت. 1400) . حمله‌های قلبی، ضربه‌های روحی، سرطان، افسردگی و مرگ زودرس نیز در جمع افرادی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند از میزانهای کمتری برخوردار است (ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت.1393) و (Gabor, Mate, 2021).

  1. فوکویاما هنجارهای همیاری را شالوده سرمایه اجتماعی معرفی و مفهوم شبکه را در ارتباط با سرمایه اجتماعی طرح می‌کند و معتقد است که سرمایه اجتماعی نه مبتنی بر نوعی سازمان رسمی بلکه ناظر بر یک ارتباط اخلاقی است و فراتر از ارزشها و هنجارهای لازم برای داد و ستد متداول بازار است. ارزشهایی که در این تعریف جای میگیرند از هنجارهای ساده ی دوسویه مشترک بین دو دوست گرفته تا نظام های ارزشی پیچیده که مذاهب سازمان یافته ایجاد کرده اند، تسری می یابد. فوکویاما به خانواده که از کانون های شکل گیری سرمایه اجتماعی است، اشاره میکند و زوال خانواده در جامعه آمریکا را عامل کاهش سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی میداند.  از دیدگاه او افزایش جرم و جنایت، خودکشی، الکلیسم. مصرف مواد مخدر، فرزندان نامشروع و کاهش مشارکت مدنی و اعتماد، نتیجه زوال خانواده و نشانه فروپاشی بزرگ است.
  2.  گیدنز از جامعه شناسان معروف در بحث از سرمایه اجتماعی آن را به قدیم و جدید تقسیم می‌کند و بر این باور است که سرمایه اجتماعی قدیم مثل جامعه سنتی، بسیار کانالیزه و با قطعیت و ایمان همراه بود و هیچ عاملی جز عامل خارجی نمی توانست آن را دچار اختلال کند. اما سرمایه اجتماعی جدید با اضطراب و دلهره همراه است که ذات زندگی مدرن است. گیدنز از مفهومی به نام رابطه ناب استفاده می‌کند که این رابطه ای است که صرفا بخاطر همدلی و همراهی و شادی و... برقرار می‌شود و هیچ پیامد مالی و مادی برای طرفین ندارد. چنین رابطه ای یاداور آموزه های اپیکور و مکتب هدونیسم اوست که در ادبیات سزمین ما حکیم عمر خیام نیشابوری آن را نماینگی می کند.
  3. اپیکوری‌ها دیدگاه خاصی نسبت به مرگ در مقابل زندگی دارند و این دو را نه پیوسته به هم و در ادامه هم بلکه مانعه الجمع میدانند. استدلال عمده آنها این است که ترس از مرگ غیر منطقی است، " مرگ، این هولناکترین امور، برای ما هیچ است؛ چرا که وقتی هستیم مرگ نیست، و زمانی که مرگ می آید ما دیگر نیستیم. بنابراین مرگ نه به زندگان ارتباطی دارد و نه به مردگان، زیرا دسته نخست متوجهش نخواهند شد و دسته دوم نیز اصلا وجود ندارند" (کرل، هوی. 1392). بنابراین زندگی در لحظه را باید یاد گرفت. زندگی در لحظه چیزی است که بعضی معتقدند که در دنیای مدرن فراموش شده است.
  4. از دیگر اندیشمندان که در همین مورد بحث کردن، لین و برایان ترنر هستند. لین در مقاسه ی سرمایه اجتماعی با اشکال دیگر سرمایه، سرمایه اقتصادی و سرمایه انسانی را شکل های شخصی سرمایه می نامد، حال آنکه برای سرمایه اجتماعی عنوان " دارایی ارتباطی" را به کار می برد. لین بر این باور است که روابط اجتماعی هویت و اعتبار افراد را تقویت میکند.
  5. ترنر معتقد است که میتوان سرمایه اجتماعی را برای تبیین تفاوت در سلامتی و بیماری در بین گروه های اجتماعی طرح و به عنوان یک وسیله برای بازنگری در مورد نظریه های موجود درزمینه نابرابری، درآمد و مرگ و بیماری های روان به کار رود میتواند استفاده کنیم. این کار به صورت گسترده توسط ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت انجام شده است. نابرابری درآمد باعث کاهش انسجام و اعتماد اجتماعی می شود. پایین امدن سطح اعتماد عمومی منجر به بروز محیط اجتماعی نامناسب و متعاقب ان تهدید سلامتی آحاد جامعه میشود. شخصیتهای افراطی خود شیفته، مصرف گرا، الکل گرا، هیجان زده جنسی و بیمارگونه به بار می آورد و انسجام اجتماعی را تهدید می کند (ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت.1393) و (ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت. 1400).

پیامدهای شادی چیست؟

شادی به عنوان یک پدیده اجتماعی و انسانی، طبیعتا باید با پیامدهایی در سطوح مختلف فردی و جمعی همراه باشد. گفته می شود که:

  • شادی در افراد، همراه با کارایی بیشتر، امید، قدرت تفکر بیشتر، موفقیت تحصیلی، و ارتقاء کیفیت زندگی بوده است و فقدان آن هم نتایج وارونه ای به بار می آورد.
  • افسردگی، به عنوان نقطه مقابل شادی از قدرت استدلال و کارائی می‌کاهد
  • مردم شاد همدیگر را بیشتر دوست دارند و بیشتر مورد محبت دیگران قرار میگیرد. (افسردگی و اندوه فاصله ایجاد میکند). این امر می تواند گسترش اعتماد متقابل و به دنبال آن سرمایه اجتماعی را در پی داشته باشد که جامعه ما به شدت به آن نیاز دارد.
  • افراد شاد بیشتر تن به ازدواج میدهند (چیزی که در حال حاضر مشکل برجسته جامعه ما هست و تهدیدی جدی برای ساختار جمعیتی ما در آینده ای بسیار نزدیک است) و از کودکانشان بهتر نگهداری می کنند. شکل گیری و بقای خانواده ای با این ویژگی می تواند نوید بخش جامعه ای منسجم و با کیفیت باشد.

ظاهرا شادی زیبایی نیز خلق می‌کند و گفته شده است که "هیچ صورتی با لبخند زشت نیست"، لبخندی که برآمده از شعف و انبساط خاطر درونی است. در عین حال شادی امری مسری است و در گروه ها و در تجربه روزمره می توانیم شاهد آن باشیم. مثلاً شادی یک کودک، یک خانواده را شاد میکند. این خیلی مهم است و حس مشارکت را ایجاد میکند.

 روانشناسان انسانگرا معتقدند که شادی فعالیت فرد را برمی انگیزد، بر آگاهی او می افزاید و از طریق ترشح هورمون‌های شادی خلاقیت وی را تقویت و روابط اجتماعی را تسهیل می کند. اثر شادی روی روابط اجتماعی، مشارکت سیاسی و اجتماعی را رونق می‌بخشد. چیزی که در سطح کلان اجتماعی خیلی نیاز است.

مذاهب هم مخالفتی با شادی ندارند. حتی مطابق بعضی یافته ها، افراد مذهبی در کنار متاهل ها و سالخوردگان جزو افراد شادتر معرفی شدند. این مساله می تواند به نوعی با ارتباطات مذهبی که بخشی از سرمایه اجتماعی هم محسوب می شود تبیین گردد. البته در مواردی نه مذهب بلکه سردمداران مذهبی، شادی و خنده را برای مردم، بسیار روا نمی دارند. نیچه خودش  فرزند یک کشیش بود ولی می‌گفت "کشیش انسان را شاد نمی‌خواهد"  (نیچه، فردریش. 1377). اما در آیین ما روایات متعددی هم از پیامبر اسلام و هم دیگر معصومین وجود دارد که همیشه متبسم بودند و رفتارهای شعف انگیز از جمله استفاده از عطر یا روشن کردن چراغ خانه قبل از غروب و نظافت گذر و محیط پیرامون منزل را توصیه می کنند.

شاید بتوان از شادی هم به عنوان داده و هم به عنوان ستانده، و یا حتی به عنوان شاخص کیفیت روابط بین فردی و اجتماعی نام برد. شادی بستر برقراری ارتباط و رضایت متعاقب آن، عاملی برای استمرار روابط محسوب می شود. روابط اجتماعی ستون پایه سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی است و مفهومی است که به لحاظ پیچیدگی ابعادش، نیاز به واکاوی دارد.

برخی ابعاد و ویژگی‌های روابط اجتماعی:

  1. در نگاه اول شاید بتوانیم روابط اجتماعی را در دو مقوله کلان رسمی و غیر رسمی تحلیل کنیم.  سطح کلی درگیر بودن در عرصه های روابط اجتماعی غیررسمی، مثلا رابطه با همسر و فرزندان در خانواده، فعالیتهای داوطلبانه و مذهبی، و روابط اجتماعی رسمی مانند سازمان‌ها و نهادهای اداری، میزان یکپارچگی اجتماعی را مشخص می‌کند. گفتنی است که حتی در دل سازمانها و فعالیتهای رسمی، روابط غیر رسمی هم گاه بسیار قدرتمندانه شکل می گیرند. در هر حال یکپارچگی اجتماعی یکی از ویژگی‌هایی است که برای سلامت اجتماعی باید به دنبال آن باشیم.
  2. حمایت عاطفی دیگران به عنوان بعد مثبت و تعارض و استرس به عنوان بعد منفی روابط اجتماعی میتواند کیفیت روابط را تحت تاثیر قرار دهد. علاوه بر این، روابط اجتماعی در بستر شبکه های اجتماعی که محیط بر فرد هستند از ویژگی های ابعاد ساختاری و نوع و توزیع قدرت در عرصه این شبکه ها تاثیر می پذیرد و این ابعاد می توانند در ارتقاء یا کاهش کیفیت آن ایفای نقش کنند.

 روابط اجتماعی سلامت را تقویت می‌کند و به سود سلامت است. شواهد علمی متعددی برای تاثیر مثبت روابط اجتماعی بر سلامت وجود دارد و برجسته ترین آنها ازبرخی مطالعات آینده نگر در جمع ملتهای صنعتی شده در رابطه با مرگ و میر میباشد. این مطالعات بطور هماهنگ و یکپارچه نشان داده اند که درگیر بودن در پایین ترین سطوح در روابط اجتماعی، مرگ و میر بالاتری را در مقایسه با سطوح بالای روابط اجتماعی به نمایش میگذارد. مانند همان مطالعه هاروارد که در بالا اشاره شد.

 زنان و مردان با پیوندهای کمتر در برابر همتایان با پیوندهای بیشتر، آسیب پذیرتر بودند. حتی زمانی که متغیرهای مربوط به پایگاه اقتصادی، اجتماعی، رفتارهای سلامت و دیگر متغیر هایی که می توانستند مردم را تحت تاثیر قرار دهند، کنترل شدند. با کنترل همه متغیرهای که تک تک می توانند موثر باشند، روابط اجتماعی، قدرت بیشتری را نشان داده است.

پیوندهای اجتماعی محدود ریسک مرگ و میر بین بزرگسالان را افزایش میدهد. بزرگسالان منزوی مبتلا به بیماری‌های عروق کرونری 4/2 برابر ریسک مرگ قلبی بالاتری از همتایان با پیوندهای اجتماعی بیشتر نشان داده اند. بعضی از مطالعات در روانشناسی اجتماعی بیان می‌دارد بیمارانی که حمایت اجتماعی بیشتری دارند دیرتر به بیماری مبتلا می شوند، و در صورت ابتلاء زودتر بهبودی حاصل می کنند و دوره بستری کوتاهتری را تجربه می کنند  (Salovey, Peter and Rothman, J. Alexander. 2003).

روابط اجتماعی ضعیف تر و محدودتر با اختلال در امر ایمنی و عوامل مرتبط با پیامدهای نامطلوب سلامتی و مرگ و میر همراه است. در هر حال از دیدگاههای مختلفی پیوند بین سلامت و بیماری با روابط اجتماعی تحلیل م شود که سه دیدگاه مطرح در این خصوص، دیدگاههای: تبیین رفتاری (Behavioral)، تبیین روانی اجتماعی (Psychosocial) و

 می باشد (موسوی، میر طاهر و قاسم زاده، داود. 1397).(Physiological Explanation) تبیین فیزیولوژیک

اما روابط اجتماعی می تواند بعد تاریک هم داشته باشد. این بعد تاریک در یک نهاد اجتماعی بسیار فراگیر و شناخته شده مثل ازدواج و خانواده بسیار ملموس و قابل مشاهده است. روابط بین همسران گاه میتواند به شدت استرس زا باشد. ازدواج با کیفیت پایین با به خطر افتادن سیستم ایمنی و هورمونی بدن هم بستگی دارد. پژوهشهای جامعه شناختی نشان میدهند که پیچ خوردگیهای زناشویی، سلامت جسمی را تحلیل میبرد و اثرات منفی آن با افزایش سن بیشتر میشود. هر چند گفته می شود که ازدواج بیشتر به نفع مردان است و بعضی از پژوهش های جمعیت شناختی  نشان داده اند که مردان متاهل و زنان مجرد عمر طولانی تری دارند اما کیفیت زندگی زنان در سالهای پایانی عمر، به خاطر تنهایی (از دست دادن همسر، و ازدواج و دوری فرزندان، و فقدان حمایت های مستمر و سازمان یافته اجتماعی، و ...) چندان تعریفی ندارد. استرس روابط، سلامت را با شیوه های رفتاری، اجتماعی، روانی و فیزیولوژیکی تضعیف میکند. گابور مته Gabor Mate  استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا در کتاب خود از یک سوپر سیستم در بدن تحت عنوان

 Psycho neuro immuno endocrinology یا (PNI) نام میبرد که به عنوان بخش مهمی از قسمت نرم افزاری بدن انسان اثرات استرس، ناآرامی های روانی، و سرکوب های عاطفی به ویژه در دوران کودکی را طی یک ارتباط شبکه ای مستمر و طولانی مدت، حفظ و انباشت می کند و در میانسالی و بزرگسالی با برانگیختگی یا تحریک فیزیولوژیکی از جمله افزایش ضربان، فشار خون، و ... سیستم های فیزیولوژیک را به طرق گوناگون تحریک و با بیماریهای مزمن مانند (سرطان، آسم، کراون، ALS و...) آنها را تخریب می کند.

روابط اجتماعی هزینه های پنهانی دارد. مثلا استفاده ار الکل برای از بین بردن استرس در دوران جوانی و یا ابتلا به افزایش وزن و تغذیه غلط در میانسالی از آنجمله است. این دو پدیده در سطح کلان به شدت با نابرابری اقتصادی اجتماعی همبستگی دارند (ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت.1393).

مراقبت از یک پیوند اجتماعی ممکن است هزینه های سلامت شخصی هم داشته باشد. کسی که از یک همسر بیمار یا معلول مراقبت میکند، ممکن است افزایش ریسک مرگ داشته باشد و سلامت او تضعیف شود. حتی ابتلا به بیماری‌های جسمی روانی و ضعف سیستم ایمنی هم در این خصوص گزارش شده است.

مراقبت شونده هم ممکن است ممکن است تحت تاثیر رفتار مراقبت کننده قرار گیرد و دچار استرس شود. زنان میانسالی که همزمان بچه بزرگ می کنند یا مراقبت از همسر و از والدین سالمند دارند، بسیار نیازمند کمک و دریافت خدمت هستند. زنان در مقایسه با مردان در این سن واقعا مشکلات بیشتری دارند. ضمن اینکه هماهنگی محیط کار و خانواده در حالی که برای آقایان مساله ای به حساب نمی آید، برای خانم ها یک مساله و مشکلی جدی است. کوچک تر شدن خانواده ها، کاهش باروری و رشد جمعیت سالمند، پیوندهای اجتماعی چند نسلی را در آینده ای نزدیک به معضلی بزرگ تبدیل خواهد کرد Debra Umberson and Jennifer Karas Montez, (2010) .

به طور خلاصه می توان گفت که روابط اجتماعی اثرات معنی داری بر سلامت دارد و سلامت را به لحاظ رفتاری، روانشناختی، و فیزیولوژیک تحت تاثیر قرار میدهد. روابط اجتماعی ستانده های سلامت را در چرخه زندگی شکل میدهد و اثر انباشتی بر سلامت در طول زمان دارد. این روابط هزینه منفعت ویژه بر سلامت دارد اما بطور عادلانه در میان جمعیت توزیع نمیشود. سطح شادی در جامعه ما در حد مطلوب و بالایی برآورد نمی شود. استاد شفیعی کدکنی (1401) در سروده کوتاه خود با این مضمون که:

" طفلی به نام شادی،

دیری است گم شده است،

با چشمهای روشن براق،

با گیسوانی بلند به بالای آرزو.

هر کس از او نشانی دارد،

ما را کند خبر.

این هم نشان ما:

یک سو خلیج فارس،

سوی دگر خزر."

به این موضوع اشارتی دارد. لذا برای توسعه سلامت اجتماعی و ارتقاء کیفیت روابط اجتماعی برنامه ریزی و سرمایه گذاری برای شادی گروههای وسیعی از جمعیت ضروری به نظر می رسد.

توضیح: بخش عمده مطالب این مقاله از کتاب جامعه شناسی شادی (اولین منبع فارسی در لیست منابع) و اولین مقاله انگلیسی در لیست منابع خارجی است.

منابع فارسی

  1. دکتر موسوی، میر طاهر و قاسم زاده، داود، 1397، جامعه شناسی شادی، انتشارات آگاه، تهران
  2. شفیعی کدکنی، محمد رضا. 1354، گزیده غزلیات شمس، انتشارات جیبی، تهران
  3. شفیعی کدکنی، محمد رضا. 1401، طفلی به نام شادی، انتشارات سخن، تهران
  4. حافظ، شمس الدین، 1378، دیوان غزلیات به کوشش جهانگیر منصور، نشر دوران، تهران
  5. پسندیده، عباس. 1399، هنر رضایت از زندگی، دفتر نشر معارف، قم ص 83)
  6. ارسطو، 1381، اخلاق نیکوماخس، ترجمه دکتر سید ابوالقاسم پور حسینی، انتشارات دانشگاه تهران
  7. فروم، اریش. 1356، سیمای انسان راستین، ترجمه محمد کشاورز، انتشارات طوفان-کارگر، تهران
  8. معین، محمد. 1384، فرهنگ معین، انتشارات ادنا، تهران
  9. رنانی، محسن. 1389، بازار یا نابازار، انتشارات موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی، تهران
  10. ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت.1393، جامعه شناسی سلامت، ثروت و عدالت، ترجمه شیرین احمدنیا و ابوالقاسم پوررضا، انتشارات سمت، تهران
  11.  ویلکینسون، ریچارد و پیکت، کیت، 1400، ژرفای جامعه: نابرابری و سلامت اجتماعی، ترجمه ابوالقاسم پوررضا، انتشارات طب و جامعه، تهران
  12.  نیچه، فردریش. 1373، فراسوی نیک و بد، ترجمه داریوش آشوری، انتشارات خوارزمی، تهران
  13.  نیچه، فردریش. 1377، تبارشناسی اخلاق، ترجمه داریوش آشوری، انتشارات آگه، تهران
  14.  کرل، هوی. 1392، بیماری، ترجمه احسان کیانی خواه، نشر گمان، تهران،

منابع خارجی

  1. Debra Umberson and Jennifer Karas Montez, 2010, Social Relationships and Health: A Flashpoint for Health Policy, J Health Soc Behav. 2010 ; 51(Suppl): S54–S66
  2. Peter Salovey and Alexander J. Rothman. 2003, Social Psychology of Health,           New York and Hove
  3. Gabor Mate, 2021, When the Body Says No: The Cost of Hidden Stress, Penguin Random House, Vintage Canada
  4. Case, A., & Deaton, A. (2015). Rising morbidity and mortality in midlife among white non-Hispanic Americans in the 21st century. Proc Natl Acad Sci U S A, 112(49), 15078-15083. doi:10.1073/pnas.1518393112
  5. Case, A., & Deaton, A. (2020). Deaths of Despair and the Future of Capitalism Deaths of Despair and the Future of Capitalism: Princeton University Press

بنرها

 

X